” اداره ئ اشرف غنی و عبدالله ” دموکراسی را نیز به رسوای کشانید

نویسنده : حبیبی سمنگانی

لا اقل به این همه اتفاق دارند که اداره ء کنونی کابل نه بر بنیاد دین سالاری یعنی تئوکراسی استوار است و نه هم یکه سالاری یعنی دیکتاتوری ، سوال اینست آیا اداره ء اشرف غنی و عبدالله عبدالله بر بنیاد مردم سالاری یعنی دیموکراسی استوار است و یا اینکه اداره ء نامبره ازین نظام نیز صرف نام می برد ؟ در ذیل می کوشیم به حقائق شگفت آور و انکار نا پذیر بپردازیم .
کشور های امریکای و اروپای که حامیان اصلی اداره ء کنونی کابل اند می بالند که در اثر مساعی سیزده ساله ء آنان امروز دیموکراسی در افغانستان حاکم است و سران این اداره یعنی اشرف غنی و عبدالله عبدالله قبل از تصرف و تسلط بر این اداره در جریان کمپاین های انتخاباتی نعره زنان ادعا می نمودند که ما خواهان حاکمیت دیموکراسی هستیم ، و امروز یقیناً با صد افتخار لاف از حاکمیت دیموکراسی در افغانستان می زنند و لیکن حقیقت چه است ؟
درین مقاله به خوب و بد بودن دیموکراسی نمی پردازیم بلکه تلاش می کنیم این دوست داران دیموکراسی در واقعیت چه اندازه بر ارزش های دیموکراتیک باور دارند .
شاید برای همگان عیان است که از دیدگاه دیموکراتان واقعی وجود یک اپوزیسیون فعال ( یعنی حزب مخالف ) از لوازم اساسی در هر کشور دیموکراتیک پنداشته میشود ، زیرا وظیفه ء اپوزیسیون مراقبت از عملکرد های حزب مقتدر می باشد و نیز اپوزیسیون تلاش میکند ضعف و فساد های موجود در رژیم را دست نشان نموده ملت را در برابر اداره ء وقت بیدار داشته باشد تا دولت از هراس مردم نتواند به هر عمل نا شایسته و نا مناسب اقدام بکند و نیز حاکمان وقت می کوشند منافع ملت را از هر لحاظ مد نظر بگیرند تا در انتخابات آئنده رأی ملت به صندوق های اپوزیسیون انتقال نکند ، و نیز از لحاظ اخلاقیات دیموکراسی در صورتیکه یک کاندید در انتخابات با شکست مواجه شود نباید زیردست کاندید برنده وظیفه انجام بدهد ، بلکه وی باید به صفت اپوزیسیون تا چهار یا پنج سال دیگر از نقش و روش کاندید برنده مراقبت بکند و یا حد اقل از سیاست دست بکشد و خانه نشین شود ، زیرا وی در اثنای مبارزات انتخاباتی ( بالخصوص در کمپاین های انتخاباتی افغانستان ) حریف خود را مورد هر نوع انتقاد قرار داده است و سیاست وی را نا درست خوانده است و عمل کرد وی را نا مناسب عنوان نموده است بلکه از دادن دشنام و لعن و طعن نیز دریغ ننموده است ، پس چگونه زیر دست آن حریف انتخاباتی خود وظیفه انجام میدهد ، حتی باید کسیکه برای کاندید بازنده کمپائن کرده است نباید زیر دست کاندید برنده در قدرت سهم بگیرد ، آیا در اداره ء کنونی کابل اصلا اپوزیسیون وجود دارد ؟ ( چه جایکه فعال باشد و تلاش های فوق الذکر را داشته باشد ) .
انتخابات ریاست جمهوری اداره ء کابل سال گذشته در دو مرحله صورت گرفت ، در مرحله ء اول هشت کاندید با هم درگیر بودند و در مرحله ء دوم دو کاندید با هم مبارزه داشتند ، هیچ یکی از دو کاندید مطرح که در مرحله ء نهای انتخابات با هم مبارزه نمودند آماده نشدند تا اپوزیسیون را رهبری بکند بلکه دیوانه وار برای ” تخت ارگ ” از گریبان هم دیگر گرفتند ، سران نظام دیموکراتیک در جهان ناچار شدند ” جان کیری ” را بار بار به کابل بفرستند تا از وجود اپوزیسیون صرف نظر نموده یک اداره به نام ” وحدت ملی ” بسازد ، الحاصل هیچ یکی از دو کاندید مطرح رهبری اپوزیسیون را به عهده نگرفت ، هر چه شش کاندید دیگر ریاست جمهوری که در مرحله ء اول رقیب همدیگر بودند ، درباره ء قطب الدین هلال امروز خبر رسید که وی به صفت مشاور اشرف غنی در بخش ” صلح ” مقرر شد ، قابل ذکر است جمعه خان همدرد که در مرحله ء اول انتخابات برای زلمی رسول کمپاین میکرد و زلمی رسول در مرحله ء دوم به حق عبدالله عبدالله منصرف شد اما امروز وی نیز به صفت مشاور اشرف غنی در بخش امنیتی تعیین شد ( وا للعجبا ) ، زلمی رسول و سیاف و گل آغا شیرزی که در مرحله ء دوم از عبدالله حمایت کردند تا هنوز منتظر اند که نقش آنان در اداره ء کنونی کابل چه خواهد بود ( یعنی منتظر وظیفه اند و بعید نیست که درین ایام مأموریت های ایشان نیز مشخص گردد ) ، اسماعیل خان که معاون اول سیاف بود و در دوره ء دوم انتخابات از عبدالله حمایت کرده بود بارها در برابر بی توجهی عبدالله عبدالله که در موضوع انتخاب وزراء نسبت به وی مرتکب شده است اظهار نا خشنودی کرده است ، عطاء محمد نور که سرپرست حزب جمعیت و از سخت ترین منتقدان اشرف غنی است به عوض اینکه اپوزیسیون را ( اگر وجود داشته باشد ) بسیج بکند در فکر حفظ کرسی ولایت بلخ است که این کرسی در واقعیت سرمایه ء بیش از ملیارد دالری وی را دیگر هم افزون تر می سازد و نیز کوشید حد اقل یکتن از زیر دستان خود را به صفت وزیر معارف در ” کابینه ء ملی ” جایگزین بسازد و لیکن موفق نشد ، نمی دانم درین مقاله ء کوتاه دیگر از چه کسانی نام توان برد ، تعداد مشاورین این اداره از شمار بیرون شده است و شاید هر آن سیاست مدار که دیگر توانای سیاسی نداشته باشد لا اقل می کوشد به مشاورت یکی از سران شش گانه ء این اداره برسند ، بی جا نیست که یک برادر در نوشته های خود این مشاوران را ” کلان بیکار ها ” لقب میدهد .
حاصل حرف ها اینست که سیاست مداران دیموکرات افغان همه تلاش دارند تا بر یک کرسی منفعت بخش جلوه افروز گردند و تا هنوز کسی دیده نشده است که آماده ء پیش برد وظیفه ء اپوزیسیون باشد ، و عشق قدرت ایشان را وادار می سازد تا با دشمنان دیروز بلکه با مخاصمان امروز با وصف تضادات مفکوره های سیاسی گرد یک میز جمع شوند و از یک دستر خوان ( یا بانک ) بخورند ، و نتیجه ء این ” پروسه ء همه شمول ” اینست که همه کرسی نشینان اداره ء کابل در برابر یکدیگر بی باور اند و از همدیگر در هراس اند ، این نوع دیموکراسی را شاید امریکا و اتحادیان آن در سازمان های استخباراتی طرح ریزی نموده در حالت اضطرار به افغانستان و دیگر کشور های ضرورتمند صادر میکند ، بلی دیموکراسی که تمام جنبه های مذهبی ، قومی ، لسانی و سیاسی را با هم درگیر نموده بر منجلاب هلاکت برساند و سپس همه را با تارهای نازک که نوک آن در دست سران این نظام است یکجا بسته بکند ، نتیجه ظاهر است که زندگانی مذهبی ، قومی ، لسانی و سیاسی آن کشور دیگر در اختیار اهل آن کشور باقی نمی ماند .

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي.

Back to top button
%d bloggers like this: