حکومت اسلامی و مطبوعات آزاد

مولوی عبد الرحمن صمیم
قبل از اینکه به این بپرداریم که مطبوعات در زیر سایهء حکومت اسلامی چگونه باید باشد، باید بدانیم که مطبوعات آزاد یک خیال کاذب و فریب دهنده است. در حالت کنونی، بیشترین مطبوعات در افغانستان در حقیقت وسایل تبلیغاتی و جاسوسی دشمن اند که بر علیه ارزشهای دینی و ملی ما کار می کنند.
مطبوعات در نظام های سرمایه داری یکی از ستونهای نظام است در حالیکه ستونهای دیگر آن نظام اردو، استخبارات، قوهء مقننه و قوهء عدلیه اند. ظاهرا این ستونها هر یک مستقل و آزاد به نظر می رسند ولی در حقیقت هیچ یکی آن هم از آزادی حقیقی برخوردار نیستند، بلکه همه دست بسته در خدمت سرمایه و سرمایه دار قرار دارند.
مطبوعات جهانی به طور کاذب دعوای آزادی می کنند در حالیکه در هیچ گوشهء دنیا آزاد و مستقل نیستند، و از همین سبب از جادهء ‌حق و راستی فرسنگ ها دور اند. سبب اصلی آن اینست که این رسانه های خبری، کانال های تلویزیونی، جرائد و مجله ها همه بر اساس ایده و فلسفه در رزمگاه حق و باطل با مخالفین حق بر سر پیکار نیستند، ‌بلکه اینها هم کمپنی های سرمایه داری هستند که تحت حمایت قوانین سرمایه داری برای استحصال مردم دست بکار اند، و با اطلاعات دست داشته راست و دروغ خود از مردم حق السکوت می گیرند. این مطبوعات ‌گاهی با اعمال فشار مستقیم و چنه زنی ها، ‌و گاهی هم غیر مستقیم از طریق رشوت های گوناگون، بنام های مختلف و تحت عناوین این و آن مثل اعلانهای تجارتی با وصف اینکه در بیشتر موارد می دانند که آنچه را اعلان می کنند حقیقت ندارد، ولی چون از کمپنی ها پول می گیرند در دزدی اموال مردم واحمق سازی شان با آنها شریک جرم می شوند. از این نگاه ما می دانیم که چرا راپور های این رسانه ها همیشه مغرضانه، یکطرفه و بر ضد منافع ملت های جهان سوم و به نفع کشور های خود شان می باشد. بر علاوه همه می دانند که در غربی که از آزادی مطلق بیان و مطبوعات سخن می زنند بعضی موارد از آن به حاکم قانون مستثنی است. مثلا هیچ فردی و یا رسانهٔ‌ خبری نمی تواند خبری و یا تحلیلی را نشر کند که بر خلاف موضوعات ذیل باشد:
یک سلسله مسائلی را که دولت بعنوان منافع وطن، ارتش وغیره می داند. بهمین اساس رسانه های غربی درین بیست سال از تلفات عساکر و خسارات جنگی خود در افغانستان ملت های خود را آگاه نکرده اند. شاید کسی بگوید که درین اواخر راپورهائی را بنام اسناد جنگ افغانستان در واشنگتن پوست افشا کردند اما جواب اینست که برای تصدیق مدعای ما همین کافی است که قرار محتوای این راپور در جریان این بیست سال دولت امریکا برای مردم امریکا همواره دروغ گفته، حقایق این جنگ، ابعاد شکست امریکا، اختلاس، حیف ومیل پول مالیات مردم امریکا را توسط سی آی ای و جنرالهای امریکا از چشم مردم خود پنهان نگهداشته است. شکی نیست که رسانه های خبری درین جرم با آنها شریک هستند. ولی افشاگری امروز به اساس آزادی مطبوعات نیست بلکه بخاطر اختلافات در میان جناحهای داخلی است زیرا یک عده سیاستمداران و یا کارمندان دولتی سابق می خواهند ملت از حقایق آگاه شود، مردم فشار کافی بر دولت وارد کنند و موضوع آن قدر گرم شود که تصمیم اخراج قوای امریکا گرفته شود و آنها ازین مضیقه نجات بیابند.
همچنان درتمام کشور های غربی انتقاد از یهودی ها و انکار واقعه هولوکاست یا قتل دسته جمعی یهودیان در جرمنی را قانونا جرم تلقی می کنند.
همچنان امروز در غرب کسی حق ندارد بر علیه همجنس گرایی و خرافات شیطانی دیگر آنها حرفی بزند و اگر چیزی بگوید مجازات قانونی می شود.
در بسیاری کشور های غربی علماء‌ حق ندارند حقایق دین اسلام را به شکل حقیقی به مردم بیان کنند، مثلا اگر کسی آیات قرآنی راجع به وجوب جهاد و یا ضرب و تادیب زن های ناشزه وغیره را درست و مطابق به اجماع امت تفسیر کند وی را متهم به تروریزم و اصولگرایی می کنند و از کشور خود اخراج می کنند.
مطبوعات غربی برای بدست آوردن بیشترین بیننده و خواننده به همه وسایل شیطانی و مخرب الاخلاق مثل تولید و پخش فلم ها و سیریال های جنسی می پردازند که زنان را در آن مثل یک جنس بازار برای فروش تولیدات استعمال می کنند.
این مطبوعات به مقدسات دینی هیچ اعتنائی ندارند، ‌و همیشه می کوشند از اهمیت آن بکاهند، و به شکل تدریجی دربارهٔ‌ آن در اذهان مردم شکوک و شبهات پیدا کنند تا دین و عالم دین جایگاه خود را از دست دهد و در برابر برنامه های شیطانی و فسادهای اخلاقی اقدامی کرده نتواند.
برنامه های فحش و مخرب الاخلاق را با زنان بی لباس و نیمه برهنه بنام ورزش پخش می کنند و در لابلای آن اعلان های دروغین شرکت ها و کمپنی های که ملت را فریب می دهند جریان می داشته باشد. هدف حقیقی ازین برنامه همان اعلانهای تجارتی برای فروش مصنوعات این شرکت ها می باشد، و برنامه های مخرب الاخلاق و ورزشی را برای جلب توجه و گول زدن ابلهان نادان ترتیب می دهند‌.
شکی نیست که مطبوعات در برابر مردم بی بضاعت و ضعیف و یا گروههای دینی و بی چاره آزادی دارند‌، ‌ و هر جفنگی که می خواهند در بارهٔ‌ آنها می گویند، ولی در مقابل سرمایه و شرکت های بزرگ دنیا نفس کشیده نمی توانند زیرا از جیب سرمایه دار تمویل می شوند، پول و حق السکوت می گیرند. مالک بیشتر این مجله ها، جرائد و کانال های تلویزیونی خانواده های یهودی و شرکت های بزرگ تجارتی اند.
برعلاوه در کشور های جهان سوم این رسانه ها از طریق مؤسسات خارجی بنام آزادی مطبوعات تمویل می شوند و از سفارتخانه و لانه های جاسوسی آنها به شکل علنی و سری بودجه و کمک بدست می آورند. در مقابل این، آنان شب و روز به نفع دشمنان و فرهنگ شان و بر علیه شعائر و مقدسات اسلام بطور مستقیم و غیر مستقیم تبلیغات می کنند. این بودجه ها بسا اوقات از بودجه های‌ فراهم شده برای پروژه های تعلیمی و صحی بیشتر می باشند. چند روز قبل دولت امریکا اعتراف کرد که سالانه دو صد ملیون دالر به صدای امریکا می دهد تا به نفع دولت تبلیغات کند. همچنان همه می دانند که بی بی سی یک آلهٔ استعمار انگلیس و نظام سرمایه داری در جهان سوم بوده و از حمایت پولی همه دولت های انگلیس و امریکا برخوردار می باشد. ازین معلوم می شود که دشمنان تحت شعار آزادی مطبوعات آزادی صدها ملیون دالر به کانال های تلویزیونی و شبکه های انترنتی، جرائد ومجله ها وغیره سرازیر می کنند تا فکر و اخلاق نسل جوان ما را مغشوش و مشوش سازند و آنها را از ارزشهای دینی و فرهنگی خود شان بیگانه سازند.
غربیها کاری دیگر که از مطبوعات بنام آزاد می گیرند اینست که هر وقت که بخواهند به جناحی خصوصا گروههای اسلام گرا ضربه بزنند با انواع حیله ها، افواه پراگنی، اتهامات و رسوائی از سوی مطبوعات آنها را بدنام می کنند، سپس توسط غلامان خویش در نظام عدلی به سزا می رسانند و یا مستقیما توسط اردو و استخبارات از صحنهٔ‌ قدرت بیرون می زنند.
ضیاع ساختن وقت ملت، مشغول شدن در عبث، ترک نماز و واجبات وظایف دفتری وغیره بخاطر تماشای سریال ها، بازی کرکت و فتبال وغیره که همه از دامهای شیطانی اند که ملت ها را در آن گرفتار نموده همچو مداری ها مصنوعات و دواهای جعلی خود را به آنها می فروشند.
اسلام انسان را بنده مکلف می داند که باید مطابق احکام الهی زندگی به سر کند و از نعمتهای الهی صحت، عقل، نطق، مال وغیره برای ادای مسؤلیت خود استفاده کند نه برای پیروی از اهوای نفس و اتباع شیطان. پس اسلام هرگز به آزادی بیان مطلق و بی قید و بست اجازه نمی دهد.
رسول الله صلی الله وعلیه وسلم فرموده اند: (من کان يؤمن بالله واليوم الآخر فليقل خيرا أو ليصمت) “کسی که به خداوند و روز آخرت ایمان دارد یا سخن نیکو گوید یا اینکه خاموش بمانند”. و فرمودند: (وهل يجر الناس إلى النار إلا حصائد ألسنتهم) “وآیا مردم بجز به سبب آنچه از زبان های شان صادر شده است بسوی آتش کشانیده می شوند”.
بادر نظر داشت این نصوص شرعی، در اسلام توصیه به خاموشی است یا حرف زدن به خیر، و حرف خیر تنها حرفی است که مطابق با اساسات و معیارهای شرعی باشد، ‌پس شریعت آزادی مطلق بیان را اجازه نمی دهد، که هر کس و ناکس بدون علم و فهم هر جفنگی که بخواهد بگوید و هر یاوه گویی که بخواهد بکند و حتی به حریم قدس احکام شریعت و اساسات دین تحت عنوان آزادی بیان حمله کند.
الله تعالی می فرماید: (يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَقُولُواْ قَوۡلا سَدِيدا)، “ای مومنان! از الله تعالی بترسید و سخن استوار بگویید”، وعلماء می گویند که دلیل خردمندی انسان خاموشی و طول خاموشی است، و برای چند حرف گفتن سالها انسان باید علم و حکمت بیاموزد. پس برای گفتار درست و نیک روزها باید بیاندیشیم تا سخنی چند معقول و مفید به مردم بگوئیم، ولی اگر مطابق ضرورت رسانه ها مسلسل زبان ما در حرکت باشد بدون شک بی تفکیر و تدبر هرچه به زبان ما می آید خواهیم گفت و نتیجه آن جز خطا، دروغ و افترا کمتر چیز دیگری خواهد برآمد. در عربی می گویند (من کثر لغته کثر غلطه) یعنی آنکه زیاد حرف می زند زیاد یاوه می گوید.
در حدیث شریف نیز آمده است که (کفی بالمرء کذبا أن یحدث بکل ما سمع)، یعنی این برای دروغ گویی یک انسان کافی است که هرچه بشنود بدون تحقیق به دیگران برساند و مطبوعات بجز از این کار دیگری ندارند، ‌زیرا نه وقت تحقیق را دارند و نه امکانات آنرا. ‌آنان زیر فشار مسابقه برای خبر عاجل هرچه می شنوند آنرا فورا پخش می کنند، ‌وفقط به این اکتفا می کنند که این خبر را از یک رسانهٔ دیگر شنیده اند.‌ گاهی از یک منبع گمنام نقل قول می کنند وبر علیه مردم بی گناه یاوه گویی و بهتان تراشی می کنند و اگر ازآنها پرسیده شود که منبع خبر شان چیست آنرا اظهار نمی کنند و حق خود می دانند که نام آن منبع را به نام آزادی مطبوعات مخفی نگهدارند.
افواه پراگنی، پخش رعب و خوف در میان مردم یکی از اهداف شوم این رسانه های خبری است، و شکی نیست که چون ساحهء‌ این دروغ پراگنی ها و افواه سازی ها بزرگ می باشد آثار منفی آن نیز برای ملک و ملت خیلی ها تباه کننده است،پس شرعا حکومت اسلامی مکلف است که همچو دشمنان دین وملت را خاموش سازند.
الله تعالی می فرماید: (وَلَا تَقۡفُ مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌۚ)، “از آنچه که آگاهی نداری پیروی نکن” ومی فرماید: (ولَا تَجَسَّسُواْ وَلَا يَغۡتَب بَّعۡضُكُم بَعۡضًا) “وسخن چینی نکنید و بعض شما غیبت بعض دیگر را نکند”، و می فرماید: (إِنَّ بَعۡضَ ٱلظَّنِّ إِثۡم) “بعض گمان ها گناه است”.
در این آیات مبارکه مسلمانان از سوء ظن، ‌تجسس و کنجکاوی و ازینکه درپی آن چیزی باشند که آنرا نمی دانند منع شده اند، ‌در حالیکه وظیفهٔ‌ اصلی خبرنگاران و ژورنالیستان همین جستجوی ممنوع، ‌بد گمانی و پی گیری اموریست که اصلا امکان درک حقیقت آن برای عامة الناس ممکن نیست، یا به دلیل اینکه از سطح عقلی آنها بالاتر است، و یا اینکه امکان ندارد به اسناد و مدارک اصلی آن دست یابند، پس جز از ضیاع وقت، غیبت، بهتان و سوء ظن کار به جایی نمی رسد.
درین شکی نیست که یک بخش وسیع رسانه های تلویزیونی و انترنت تا فرق سر در پخش و نشر فحشا در جوامع ما غرق اند و خوش دارند که جامعه اسلامی نیز مثل جوامع غربی درین گودال خباثت ها و کثافت ها غرق شود و بر این اساس مصداق این آیت مبارکه می شوند که می فرماید: (إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ ٱلۡفَٰحِشَةُ فِي ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِۚ) “آنانیکه دوست دارند تا فحشاء را در میان مومنان پخش و نشر کنند آنان را در دنیا و آخرت عذاب دردناکی است”.
حکومت اسلامی وظیفه دارد که همچو کسانی را که نه تنها مجاهر بالفسق اند بلکه علنی دیگران را نیز دعوت به ارتکاب کبایر می دهند به مجازات شرعی برساند، راه فعالیت شان را مسدود سازد، نه اینکه برایشان اجازهء فعالیت بدهد به این وعده که در دائره یک سلسله قیودات و ضوابط کار خواهند کرد؛ زیرا گسستن آن قیودات برای آنها از گسستن جال عنکبوت نیز آسان تر است.
در مضمونی که خانم شیریل یکی از طراحان پالیسی های دجالی امریکا در افغانستان در مجله نشنل انترست بتاریخ ۲۷ فبروری ۲۰۱۹نوشته بود می نویسد: “ما میل نداریم با طالبان روی پخش سریال های که آنها آنرا فحش می پندارند بحث و مجادله کنیم، بگذارید این سریال های هندی را فی الحال منع کنند، زیرا ما مطمئن هستیم که این سریال ها به مرور زمان (در موجودیت رسانه های آزاد) دوباره راه خود را در تلویزیون ها می یابند برای اینکه هر کس و شاید بسیاری از طالب ها نیز آن را می پسندند”.
این اعتراف خانم شیریل نه تنها چشم کشا است بلکه نشان می دهد که چطور به شکل تدریجی می خواهند ملت ما را دوباره به سمت گودال بدبختی و فحشا وسپس بی دینی و الحاد بکشانند، ولی شرط موفقیت آنها غفلت ما خواهد بود که بگذاریم این مارهای آستین در میان جامعهء‌ ما باقی بمانند و با یک سلسله تغییرات سطحی خود را قانع سازیم که گویا خواسته های اسلام تأمین گردیده است.
قاعده هایی در شرع وجود دارد مانند “لاضرر و لاضرار” و “‌سد الذرائع أی مايؤدي إلى الحرام فهو حرام” بر ما لازم می گرداند که آنچا به ضرر امت و ملت ما است و آنچه در انجام به حرام منتج می شود، ‌سر آنرا از همین امروز بگیریم و نگذاریم در بین ملت ما باعث انتشار فتنه و فساد اخلاقی شود. چون همه می دانیم که این رسانه ها و مطبوعات در بخش های ذیل بر خلاف اصول اسلام فعالیت می کنند، باید آنرا یکباره و یکسره ممنوع قرار دهیم و یا به شکل تدریجی بال و پر آنها را قطع کنیم، تا کسی و یا گروهی جرأت و قدرت اثر گذاری و تحریک افکار عامه بسوی اهداف غیر اسلامی را نداشته باشد:
پخش فرهنگ و دین و آئین دشمنان اسلام،
نشر اباحیت، ‌فحاشی، عریانی و آنچه به زنا نزدیک می سازد وغیره،
توهین مستقیم وغیر مستقیم به مقدسات اسلام،
ارتکاب کبیره با دروغ گویی و افواه سازی به نفع کفار و دشمنان ملت،
ترسانیدن مسلمانان از دشمنان اسلام و تبلیغات به نفع آنها و تمجید از طرز زندگی شان که در تمام حالات باعث فتنه در میان نوجوانان و کم خردان ما می شود.

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Back to top button
Close
Close
%d bloggers like this: