حکومت ائتلافی بین مجاهدین و بقایای نظام مزدور کابل

مولوی عبد الرحمن صمیم
بعضی ها پیش بینی می کنند که احتمال می رود در نتیجهء مذاکرات یک حکومت ائتلافی میان مجاهدین و بقایای ادارهء اجیر کابل تشکیل گردد. تشکیل همچو یک حکومت از نگاه شرع و عقل هر دو به دلایل ذیل قابل قبول نیست.
1. در هیچ کشوری در دنیا حکومت های ائتلافی نتوانسته اند امور مملکت را به شکل موفقانه پیش ببرند، پس ما چرا حکومت ائتلافی بسازیم؟
2. امارت اسلامی ثابت ساخته است که یگانه تحریک سرتاسری و نیروی انسجام بخش و حاکم در کشور است که حتی در شرایط سخت جهاد و مقابله با دشمن نیز در ادای فرایض حکومت داری اعم از اقامه عدالت، تامین امنیت، حفظ جان، مال و ناموس ملت و ادای حقوق مردم تقصیری نکرده است، و به این ترتیب حکومت اسلامی به رهبری امارت در کشور برای ثبات امنیتی، سیاسی و اقتصادی کشور و منطقه ناگزیر است.
3. خیانت در امانت، اختلاس دارایی های ملی، رشوت و دزدی و چپاول در نظام کابل به اوج خود رسیده است که حتی کشور های غربی ‌و مؤسسات شان این همه حقایق را در راپورهای خویش در طول این دو دهه بیان نموده اند، و هیچ نظام و قانونی در دنیا دزدان و خاینان ملی را حق دوباره بر سر قدرت آمدن را نمی دهد.
4. افراد موجود در ادارهء کابل بقایای نظام امریکایی بوده و دست شان به خون ملت بی گناه آلوده است که باید به کیفر کردار خود رسند نه اینکه به مسند اقتدار برسند. برعلاوه هر عاقل می داند که اگر به این مزدوران در حکومت آینده نقشی داده شود، آنها طبق خواهش و میل باداران خویش از یکسو کار شکننی کرده حکومت را به سوی گودال ناکامی خواهند کشید، و از سوی دیگر اسرار ملی را افشا خواهند کرد، پس آنها جایی در امور حکومت آیندهٔ کشور نخواهند داشت.
5. انتخابات جعلی اخیر به شکل قطعی ثابت ساخته که مزدوران امریکا در نزد ملت هیچ حیثیت و منزلتی ندارند، و ملت به همین علت انتخابات را به درخواست مجاهدین کلا مقاطعه کردند. ادعای اینکه یک ملیون و هفتصد هزار نفر در انتخابات رای داده اند، یک ادعای دروغین است،که توسط آن غربی ها و اجیران داخلی شان می کوشند برای خود یک بینی خمیری بسازند، ولی بعد از همه هیاهوی و رسوائی عین و غین آن بینی خمیری هم حالا کاملا خشکیده و هر روز به زمین می افتد که آنرا گاهی با چسپک سی آی ای و گاهی با سرش ایم آی سکس انگلیس دوباره می چسپانند، ولی نمی چسپد.
6. این ادعای کاذب را هم اگر قبول کنیم،‌ معنای آن به اعتراف خود این خاینان ملی اینست که تنها ۵٪ مردم افغانستان در انتخابات رای داده اند،‌که تعداد منسوبین امنیتی و مامورین دولتی از آن بیشتر است. یعنی مامورین دولت و حتی عساکر اردو و پولیس نظام پوشالی نیز به آنها اعتماد نمی کنند و رای نمی دهند. این بزرگترین دلیل است که این خاینان ملی هیچ وجهه و نفوذ در بین ملت ندارند، ‌و مذاکرات با آنها جز ضیاع وقت و حیثیت بخشیدن به آنها چیز دیگری نیست. بناء ما به برادران صمیمانه و جدی توصیه می کنیم که هرگز این اشتباه را نکنند که با این خاینین مذاکره کرده و به این ترتیب گویا ادعای رهبری و نفوذ شانرا در میان ملت قبول کنند.
7. در اسلام کار حکومت داری تکلیفی از سوی اهل حل و عقد بر اساس اهلیت، درایت و تقوی است نه کدام تشریف و اعطای منصب. پس اهل تقوی و خشیت الهی همیشه از آن فرار کرده اند، ولی چون کار به آنها سپرده شده با همه توانایی خود وظایف محوله را من حیث عبادت انجام داده اند. من طلب الحکم یکون خائنا او غیر عارف بمشاکله و بر این اساس کسی که طلبگار کرسی است بمجرد دعوایش باید از آن محروم شود، ‌در حالیکه کسی که طالب آن نیست از وی امید عدل می رود، چرا طالب جاه و مال نمی باشد، و تقوی وی را وادار به عدل می سازد. در میان اهل تقوی نیز کسانیکه در تعلق بالله از دیگران برتری دارند باید انتخاب شوند بشرط اهلیت و تجربه کاری، زیرا خود اختلاط با مردم برای کسانیکه تعلق شان با خداوند خیلی مستحکم نیست باعث انحراف خواهد شد، و منجر به فساد مالی و اخلاقی وغیره خواهد گردید.
8. مقصود اصلی از حکومت اسلامی اقامه دین و عدل در میان مرم است، و تصور اقامهء ‌عدل از ظالمها تصور غیر معقول و ابلهانه است. ائتلاف با دزدان و وطن فروشان حکومت را از راه مستقیم به بیراهه می کشاند، و بازار ظلم و بی عدالتی را گرم می سازد.
9. اشتراک با منافقین یا بی دین ها بمثابهء اقتدا به امامت شان می باشد در امور دین همچو نماز که هیچ مؤمنی تصور آنرا کرده نمی تواند، یعنی طبعا ما حاضر نیستیم با بی دینانی که کفر شان علنی است یکجا و در یک صف نماز بخوانیم چه رسد به اینکه به آنها در نماز اقتدا کنیم، یعنی منصب امامت نماز را به آنها بگذاریم، پس به همین اساس امکان ندارد منصب امامت سیاسی و اداری را نیز اگرچه در سطح یک ولسوالی یا مدیریت یا ریاست باشد به آنها واگذار کنیم چرا در اسلام فرقی بین دین و سیاست وجود ندارد،‌ و ارتکاب حرام و امور خلاف شرع در هر دو ممنوع است. و اگر کسی درین مثال اشکالی داشته باشد، آن اشکال ناشی از جهالت خودش راجع به حقیقت اسلام است که در آن تصور جدائی دین، دنیا، حکومت و عبادت وجود ندارد، و احکام شریعت در همه ساحه ها و جوانب زندگی از اهمیت یکسان برخوردار اند. ‌ وبهمین مناسبت در حدیث شریف اعطای مناصب سیاسی و اداری به غیر اهل آن از علایم قیامت شمرده شده است، یعنی مثل شراب نوشی، زنا، رشوت خوری و نشانی های دیگر قیامت از جمله کبائر است.
10. قاعده کلیه است که مرکب متشکل از کامل و ناقص ناقص شمرده می شود، والنتیجة تتبع أخس مقدماتها، پس حکومت مرکب از مجاهدین و سکولاران و زنادقه طبعا یک حکومت لا دین و بی پدر و مادر خواهد بود، نه یک حکومت اسلامی. بنابر همین قاعده اگر یک قطره بول در آب مخلوط شود آب را نجس می سازد، پس وجود این زنادقه در رأس وزارتخانه های یک حکومت و بقای نهادهای لادینی شان ثابت می کند که آن حکومت پلید است.
11. همچنان قاعدهٔ‌ شرعی و عقلی است که وقتی می خواهیم در زمینی گندم بکاریم، گیاه های هرزهٔ آنرا از بیخ می کنیم و زمین را قلبه می کنیم، سپس تخم گندم را پاش می دهیم، و اگر باز گیاهی سرزد با دواپاشی آنرا از بین می بریم، بهمین صورت وقتی می خواهیم کلمهٔ‌ توحید را در قلب خود راسخ سازیم از نفی معبودات باطل آغاز می کنیم باز اثبات معبود بر حق را می کنیم. به این اساس، شرط اول قیام یک حکومت اسلامی از بین بردن همه گیاه های هرزه و قلبه کردن زمین ملت است تا مطمئن شویم که بیخ و بن کمونیستها و زنادقه از خاک مقدس ما گم شده، و شجر مبارک حکومت اسلامی ان شاء الله در آن بارور و پر ثمر خواهد شد.
12. یکی از دلایلی که ما باید به حکومتی ائتلافی به هر نام و عنوانی که باشد تن نه دهیم اینست که از نگاه قانونی باید این دور تاریک اشغال و وطنفروشی به نام دور اشغال در تاریخ ما ثبت باشد، ‌و حکومت مجاهدین امتداد این حکومت مزدور شمرده نشود، بلکه امتداد حکومت ما در سال ۲۰۰۱ قرار داده شود. زیرا ما نمی خواهیم این حکومت و معاهداتی را که درین بیست سال امضا کرده اند و قرضه های سودی را که گرفته اند به هیچ صورتی به رسمیت بشناسیم. به این اساس می توانیم در همه جوامع بین المللی و با اطراف معاهدات استدلال کنیم که ما مسئولیتی در قبال آن معاهدات و پول هایی که بنام پروژه های مختلف گرفته شده ولی ۹۰ در صد آن اختلاس و دزدی شده است نداریم. در غیر آن مشکلات سیاسی و اقتصادی کشور ما که از لعنت قرضه های سودی پاک بود بالا خواهد گرفت.

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Back to top button
Close
Close
%d bloggers like this: