اگر فرصت صلح از دست رود…

مولوی عبد الرحمن صمیم
نگرانی هایی وجود دارد که اگر هر دو جانب بر مطالبات خود در مذاکرات صلح اصرار کنند و هیچ یک حاضر به تنازل از خواسته های خود نشود، شاید فرصتی که برای آمدن صلح در کشور به وجود آمده است از دست برود و جنگ تشدید پیدا کند. جواب این نگرانی ها را می توان در نقاط داد:
1. نخست از همه باید بدانیم که صلحی که به قیمت سازش بر اصول عقیده و اساسات اسلام است صلح نیست بلکه سراب خوابی است که هرچه زود تر از آن بیدار شویم بهتر است. هدف امریکایی ها از مذاکرات بنام صلح اینست که سر انجام مجاهدین تسلیم و خلع سلاح شوند، و یا جزو نظام مزدور شده از همه اهداف جهاد و اقامهء ‌یک نظام خالص اسلامی در کشور برای تحقق عدل و آرامش دست بردار شوند. به همین علت با همه مکر و فریب و وسایل دست داشته و غلامان شان در منطقه بر مجاهدین فشار وارد می کنند که با نظام مزدور مذاکره کنند، ‌تا از یکسو رژیم کابل را که در بستر مرگ افتاده زندگی دوباره بخشند و از سوی دیگر داعیهء جهاد را تضعیف کنند، که مجاهدین در بارهٔ نوایای قیادت به شک بیافتند، ‌و فکر کنند که این جهاد نیست بلکه جنگی برای قدرت خواهی و کرسی طلبی است. و در اثر تضعیف مورال مجاهدین و اختلاف در صف بالآخره جهاد را به زعم خویش ختم کنند.
2. ما باید به این ایمان داشته باشیم که اسلام حقیقی را وقتی می توانیم در زندگی خود و در جامعهٔ خود تطبیق کنیم که درین راه بر نقش پای رسول الله صلی الله علیه وسلم و صحابه رضوان الله علیهم روان شویم و از آن به اندازه ذرهٔ‌ مو هم انحراف نکنیم. آیا کسی تصور کرده می تواند که رسول الله صلی الله علیه وسلم با مشرکین مکه تفاهم کند و جزو نظام آنها شود؟ آیا وقتی مشرکین نزد کاکای شان ابو طالب آمده پیشنهاد کردند که اگر محمد نعوذ بالله می خواهد پادشاه ما شود وی را به پادشاهی خود می گزینیم جواب رسول الله چه بود؟ فرمودند که بخدا اگر خورشید را به دست راستم بگزارند و مهتاب را به دست چپم که رسالت خودرا ترک کنم چنین نخواهم کرد، یعنی در آن زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم پیشنهاد حکمرانی مطلق و پادشاهی را رد فرمود و یک لحظه هم به این فکر نشد که می شود این حرف را بپذیرد بعدا وقتی پادشاه شد باز دین خدا را بنام فرمان شاهی صادر کند و از مردم بخواهد که از آن اطاعت کنند. رسول الله می دانست که وقتی حکومت از طرف سردمداران کفر به وی سپرده شود آن حتما حکومت کفر و طاغوت می باشد، و با آن انعطاف و سازش اولی که تصور آن از پیامبران خدا و اتباع راستین آنها نمی شود دیگر حقیقت رسالت و دعوت از بین می رود، و اگر ازین طریق دین ظاهرا تطبیق هم شود آن دین خدا نخواهد بود، بلکه به اثر سازش با اهوا و خواهش های گردانندگان آن نظام ماهیت اصلی خودرا از دست خواهد داد، و به طاغوت مبدل خواهد گشت.
3. درین زمینه قصه سردمداران مشرکین مکه که از رسول الله خواستند برای آنها مجلس خاصی برگزار کند که در آن فقرای مسلمانان، بردگان و مساکین اجازه ورود نداشته باشند، و اگر چنین مجلسی انعقاد یابد به پیغام رسول الله گوش خواهند داد و بر وی ایمان خواهند آورد. ظاهرا این پیشنهاد اشکالی نداشت بلکه مفید به نظر می آمد چرا امکان ایمان آن کفار در آن نهفته بود، و به همین سبب رسول الله چنین مجلسی را دایر کردند. عبدالله بن مکتوم که یک صحابی نابینا بود از این مجلس آگاهی نداشت و طبق معمول به خدمت رسول الله شتافت و از وی در باره امور دین سوال کرد. چون رسول الله آن مجلس خاص را به امید ایمان سرداران قریش و بر طبق خواهش آنها برگزار کرده بود باین اندیشه که مبادا اگر به سوال حضرت عبد الله جواب گوید مشرکین آشفته شوند و از وعدهٔ‌ ایمان برگردند از عبد الله روی گشتاند و به سوال وی پاسخ نداد به این امید که چون عبد الله مومن حقیقی است آزرده نخواهد شد، ولی رب العالمین آن مصلحت را که حتی به نظر خاتم النبین در خور اعتنا بود مصلحت دینی نشمرد و بر رسول الله آیات عتاب نازل شد. امام رازی در تفسیر کبیر می نویسد که حکمت آن عتاب آن بود که فائده و یا نفع حقیقی را که درینجا در ایمان و عمل عبد الله بن مکتوم نهفته بود هیچگاه برای یک نفع موهوم که درینجا در صورت ایمان رهبران کفر و طاغوت متوقع بود از دست ندهیم.
4. در روشنی این واقعهء سیرت ما می بینیم که فائده حقیقی ملت مسلمان و شهید پرور ما در اعلای کلمة الله و ادامه جهاد است که انجام آن چه شکست کفار و از هم پاشیدن نظام فتنه پرور شان باشد و چه شهادت مجاهدین، هر دو انجام نیک و جایگاه سعادت و خوشبختی برای این ملت در هر دو جهان است، که قافلهء‌ جهاد و شهادت را در سرتاسر جهان اسلام تقویت خواهد بخشید و شهیدان ما مستحق دار الخلد خواهند شد.
5. در ین بخش اگر به نظر دقیق بنگریم می بینیم که امکانات قیام یک حکومت اسلامی توسط نظام تقلبی یهودی ها بنام دیموکراسی حتی یک نفع موهوم هم نیست، بلکه خیالی است پوچ و سرابی که عدهء‌ از احمق ها در کشورهای مختلف همه عمر خود را در تعاقب آن ضایع کرده اند و به لقب خسر الدنیا والآخرة فایز گردیده اند، و این حقیقت را همه کسانی که از تجربه های تلخ جمهوریت و انتخابات در کشور های اسلامی مثل پاکستان، الجزائر، مصر و فلسطین گذشته اند و یا آنرا به دقت مطالعه کرده اند به خوبی درک می کنند.
6. در ارتباط به همین قاعده علمای هند از شیخ رشید احمد گنگوهی رحمة الله علیه که موسس و سرپرست جامعه اسلامی دیوبند بود حکایت می کنند که در دیوبند شخصی خیلی سرمایه دار بود که مداوم با جامعهء دیوبند کمک مالی می نمود و نیز خواهشمند بود که عضو شورای جامعه شود، ولی چون اهلیت عضویت را نداشت کسی به خواهش وی چندان اعتنایی نمی کرد، ولی روزگاری احساس کردند که اگر وی را عضو شوری نسازند شاید نه تنها دست از کمک برکشد بلکه حتی پی آزار و تکلیف جامعه و منسوبین آن نیز گردد، به همین اساس به شیخ رشید احمد صاحب پیشنهاد عضویت وی را در شوری کردند، ولی آن عالم ربانی این پیشنهاد را بر اساس عدم اهلیت شخص مذکور به شدت رد فرمود. هر چند وی را از عواقب احتمالی خطرناک رد آن پیشنهاد آگاه می کردند در جواب می فرمودند که ما مکلف به تطبیق حکم خداوند متعال هستیم، نه مکلف به اینکه حتما و در هرنوع شرایط جامعه را باز نگهداریم اگرچه منجر به سازش و یا ترک احکام شریعت شود. و اگر در نتیجه این فیصلهٔ درست ما که مطابق به احکام شریعت است که امانات را باید به اهل آن بسپاریم، و مشوره با اهل مشوره و علماء کنیم و غیر عالم را با عالم مساوی قرار ندهیم جامعه دیوبند مسدود هم شود ما نزد خداوند مسئولیتی نخواهیم داشت، زیرا ما مسئولیت خود را که تطبیق احکام شریعت است بجا آوردیم و از نتایج که به دست قدرت پرودگار است از ما سوال نخواهد شد.
7. ما یقین کامل داریم که مجاهدین که در قیادت امیر المومنین ملا عمر مجاهد رحمة الله علیه با پیروی ازین قاعدهٔ‌ شرعی حکومت برحال خودرا فدای اصول و احکام شریعت نمودند ولی تن به سازش و مصلحت های دروغین و موهوم ندادند که شاید با تسلیم چند فرد امریکایی ها از حمله به افغانستان دست بردارند هرگز و به هیچ گونه به ذلت مفاهمت با مزدوران اجیر رژیم کابل به امید یک حکومت موهوم یا وعده چند کرسی وزارت تن نخواهند داد. الحمد الله قیادت جهاد با پیروی از روش اسلاف چنان درک عمیق از اصول اسلام و روح شریعت دارند که هرگز سازش با کفار و با اجیران داخلی شانرا برای یک نفع موهوم نخواهند پذیرفت و به همین دلیل تمام برادران اطمینان دارند که با این صبر، عزیمت و استقامت مجاهدین راه ما کوتاه تر و رحمت خداوندی و فتح مبین قریب تر خواهد شد.

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Back to top button
Close
Close
%d bloggers like this: